محمد دوشنبه 13 آبان 1387 12:38 ق.ظ نظرات ()

 فرزندم دستت را در دست کسی بگذار که رویش را ببینی!!!

فرزندم... درود و سلام

درود و سلام بر محمد و خاندان پاك و مطهرش.

و بر تو كه عزم خود را جزم كرده ای و علم و حلم خود را به هزم رسانده ای و با خود و خدای خود عهد كرده ای كه راهی جز حقیقت را راهرو نباشی.

درود بر تو كه فهمیدی كه آنچه خدا به تو داده است _ از مال دنیا و جوانی و استعدادهایت _ همه برای خرج كردن در راه اوست و نیاز به پس انداز آنها نیست. اگر مالی داده برای این است كه در راه رضایش خرج كنی. اگر جوانی داده نه برای این است كه چند روز جوانی را به لذت و خوشگذرانی و ارضاء كردن نفسانیات هدر دهی تا آنگاه كه به پیری رسیدی انگشت ندامت به دندان بگیری و از فرصت رفته گله كنی و برای بچه هایت و نوادگانت بر منبر نصیحت بالا بروی.

جوانی ات را دریاب كه فرصت عبودیت است. بهترین روزهای عمرت را برای كاشتن مزرعه آخرتت به كار بند. به آنچه خداوند داده راضی باش و قانع و عمر خویش را برای بیشتر به دست آوردن آتش نزن. كه زندگی به من آموخت كه به هر چیز كه چنگ بزنی خراشش خواهی داد و خرابش خواهی كرد.

فرزندم كاسه ات را درست بگیر كه هیچ وقت خالی نخواهد بود. اگر كاسه ات را خالی دیدی بدان كه آن را وارونه گرفته ای و الا باران همیشه در حال باریدن است و كاسه در دست تو. اگر آن را رو به باران گرفته باشی حتما كاسه ات پر خواهد بود. به فكر كوزه نباش كه روزی باران قطع می شود. كوزه ات را بشكن و به كاسه بسنده كن! روزت را مگذار این اندیشه ها بدزدند. کوزه بار است و سهم تو در هر روز بیش از یک کاسه نیست....

 

فرزند دلبندم... میوه قلبم...

دوستت دارم اما نه آن سان كه پایت را ببندم. دوستت دارم اما نه آنگونه كه دوست داشتنم را بر دلت بیاویزم تا مرا الگوی خود سازی. دوستت دارم اما نه آنكه تعصب و حمیت غیر حقیقی را بر تو انبار كنم. مرا رها كن و افق های بالاتر را دنبال كن. بدان كه پدرت افق های بسیار بلندی را می خواست بپیماید اما به همین كمترینش بسنده كرد و از راه ماند.

اگر تو به افق پدرت بسنده كنی وای بر آن روز تو... همتت را همیشه آتشناك و سوزان و بی تاب نگه دار. اما عجله مكن. شتاب در كارها باعث بی تاملی تو نشود. و خمودگی و تنبلی به بهانه تامل تو را از راه باز ندارد. راهی میانه و در شان مردان بلند همت بگیر و راهت را تا آخرین توان برو.

كاش می دانستی چقدر در حسرت آن روز تو ام كه بیایی و بنشینی و پدرت را به بوته نقد بگذاری و از درون كتاب و عترت، كج رفته هایم را به رویم بشماری تا مرا در خودشناسی همراهی كنی. تا سفره نعمت هایی را كه تنها اهل امر به معروف و نهی از منكر اهلیت آن را دارند را بر ما بگشایی و متنعممان كنی. مومن آیینه مومن است و چه كسی بهتر از اهالی یك خانه كه بنشینند و همدیگر را به معروف امر كنند و از منكر نهی. فرزندم مشتاقانه منتظر آن روز هستم آنگونه كه می ترسم از شوق قالب تهی كنم.

كاش می دانستی برای پدرت چه لذتی دارد كه ببیند فرزندش اصول كافی به دست، دنبال صفحه ای می گردد كه برای پدرش در آن نصیحتی یافته است كه احساس می كند پدرش به آن واقف نیست و دلسوزانه و مشفقانه قصد خیر رساندن به او را دارد.

فرزندم اگر نگاهی عمیق و همراه با تفقه بر اطرافت بیاندازی می بینی كه چه زیادند مردمانی كه از نداشتن منتقدان دلسوز كه اشاراتشان از منابع و مبانی محكم اعتقادیشان باشد چقدر در رنجند و چه زیان بزرگی می كنند. اینگونه مردمان از بس نصیحت های نفسانی مردم از دست اندازها و پستی و بلندی های آمال و آرزوی زودگدر دنیوی شنیده اند كه، دیگر وقتی به اشارات هدایت كننده به سمت نور نیز می رسند، آن را نیز پس می زنند. اما آن كجا و این كجا!!! ....

پس، به یاد داشته باش كه وقتی كسی انگشت اشاره اش را به سمت تو می گیرد، در قضاوت كردن و شتاب كردن عجله نكنی. تامل كن و ببین این انگشت كیست. اگر این اشاره به سمت توست برای اینكه سلیقه و نفسانیت خودش را بر تو حمل كند، درنگ نكن و آن را پس بزن.

اما اگر در پشت انگشتی كه به سمت تو نشانه رفته، نور هدایتی از سخن امامان نور را دیدی، با آغوش باز آن را پذیرا باش و گوش و جان خود را مهمان آن انتقاد كن و خدای خویش را شكر كن كه كسی را به تو رسانده است كه با كلامش، در تذكر یافتن به سخنان پیشوایان دینی تو را یاری می كند. آنگاه به حقیقت سخنش رجوع كن و منابع آن را دریاب و در آنها تامل كن و تا اندازه ای كه در توان داری به سخنی كه شنیدی جامه عمل بپوشان و در رفتار و اعمالت آن را منعكس كن.

فراموش مكن كه به اندازه ای كه عمل بكنی، سود یا زیان خواهی برد. چه بسیار آدمیانی كه به سخنان زیبا گفتن بسنده كردند و تنها آتش بر بار خود افزودند. مواظب باش از آن علم و دانایی و آگاهی ای كه تنها در سخن و گفتار بماند و تبدیل به عمل نشود. همان ها كه خطاب این سخن قرآنند كه " لمتقولون ما لا تفعلون ، چرا به حرف هایی كه می زنید عمل نمی كنید؟! "