محمد چهارشنبه 8 آبان 1387 02:36 ق.ظ نظرات ()

گنبدت راه اجابت دلهای گره بسته به کرمت را اشارت میکند

برادر؛ خورشید،

خواهر؛ ماه تاب،

از خاندان آل آفتاب

سرزمینان؛ ظلمت زده "سیطره خفاشان سفاک شب پرست اموی و عباسی" و مردمانی تشنه مانده؛ و کاسه های معرفتشان فریاد العطش فهم و تفقه شیعی سر میدهد.

علی پسر موسی کاظم، پسرزاده صادق آل محمد، جامه حکمت به تن کرده و زلال امامت خویش را قصد جاری کردن در شرق دارد. روی به جانب خراسان آورده و قصد بذرافشانی تشیع در سرزمین ایران دارد. امامی تشنه گفتن از آن سو و مامومی تشنه شنیدن از این سو همچون ابری برای باریدن ئ خاکی برای باریده شدن مشتاقانه چشم انتظاری می کنند.

آفتاب که در شرق دمیدن گرفت، "ماهتاب همیشه به دورش چرخان" به قصد تقرب به سمتش آهنگ هجرت ساز می کند.

او فاطمه معصومه است که سوار بر ناقه ای قدم بر جای قدوم برادر نهاده و به سمت منابر نورش راهی سفر کرده است. غربت را موج موج می شکند تا به طوس برسد. اما دست قدر الهی این خواهر کریم را در سرزمینی که شیطان از آن بیرون رانده شده است وارد می کند.

"قم فانذر" یا بانو...