محمد یکشنبه 28 مهر 1387 03:17 ب.ظ نظرات ()

 مهربانترین و لطیف ترین پنجره دنیا

پا به رکاب شما شدن هبه ایرانی بودن ماست آقا...

خیلی وقت است که دلم برای آن حیاطی که راه رفتن و سرپا ایستادن را در دنبال کردن کبوترانش یاد گرفتم تنگ شده است. کاسه های نشکن طلایی که درمان هرچه دل شکستگی و بی کسی مان بوده...

هر وقت دلمان تنگ شد بلیط گرفتیم و آمدیم روبروی پنجره فولاد، مهربانترین و لطیف ترین پنجره دنیا که هر چه خواستیم را از آن گرفتیم. دستمان که سهل است، گوش سپردیم به فرمایش پدربزرگتان حضرت راستگو آل محمد و دامن مان را هم پرکردیم و از دروازه های طلایی تان خارج نشده همه اش را امضا شده یافتیم.

ولی هیچ هدیه ای بهتر از زیارت جامعه تان برایم نبوده آقا...

آخر مگر می شود یک زیارت آل یاسین و امین الله بالای سرتان را به همه دنیا عوض کرد؟! یک نگاه به آیه شریفه "بیوت اذن الله ان ترفع" که تخم امید استجابت دعا را امیدوارانه در دل می کارد، با چه نگاهی می توان معاوضه نمود؟!

در دل لرزه های آخرالزمانی آقاجان ما را در همان قلعه امن و امان ایمانتان که شرطش شما هستید، جایمان دهید...

آمین