محمد سه شنبه 23 مهر 1387 01:41 ب.ظ نظرات ()

جرعه اول :

آدمی در خانواده متولد می شود و به آداب خانواده مودب می شود. خانواده به نوبه خود در آغوش جامعه متولد شده و به حیات خود ادامه میدهد. با تغییراتش تغییر میكند و با ارتفاع و نزولش، ارتفاع و نزول میكند.

اما سوال اینجاست جامعه در آغوش چه چیزی متولد شده و در آن زندگی میكند؟ و اگر جامعه در تاریخ زندگی می كند، مسیر تاریخ چگونه ترسیم و تغییر  می كند؟

 

جرعه دوم:

دانه 6ام از الله اكبر

دانه 28 از الحمد لله

دانه 3 ام از سبحان الله

جدا جدا نشسته بودند از هم

تسبیح كه پاره شد و نخش كه وا رفت

هر سه كنار هم بودند

یوم لا ینفع نفس و لا بنون

 

جرعه سوم:

نشسته بودند

غرب را نقد می كردند

به خانواده رسیدند و گسست آن

اینكه سگ و گربه جای زوج را گرفت است

مردم به جای ازدواج، با حیوانات نیازهای عاطفی خود را پر می كنند. می خواستند بگویند به جای الفت با حیوانات با همسر خود الفت بگیرید. یادشان رفته بود آدمی از جایی بالا هبوط كرده است. از همنشینی با فرشتگان و آسمانیان

 

جرعه چهارم:

ضربه علی در روز خندق برتر از عبادت جن و انس است.

از انسان احسن عمل خواسته اند نه اكثر عمل!!!

نمازهای صائب خواسته اند نه زیاد!!!

نماز با حضور خواسته اند نه نماز هایی با ركعت های زیاد !!!

مثل تیراندازی است. می خواهند به هدف بزنی نه اینكه زیاد بزنی!!!

اكنون می پرسم از خودم چرا امت اسلامی بدون امام است و دلیل غیبت امام چیست؟ وقتی خواسته امام و روش امام و منش امام و پویش امام و گویش امام و رشد مد نظر امام خواسته ما و روش ما و منش ما و پویش ما و گویش ما، در رشد ما حضور نداشته باشد، بودن یا نبودن فیزیكی و روبه رویی با امام چه معنی دارد؟!

هنوز آمدنش را مدعا كم است

 

جرعه آخر:

رب یعنی پرورش دهنده ای که آرام آرام و صبورانه، دانه ای را در مسیری خاص جلو برده و به رشدش می رسند و به کمالش نائل می کند و در جایی که باید باشد آرام می گیراند.

 

جرعه پیوست:

رب به کسی گفته می شود که هم مالک چیزی است و هم در رشد آن نقش دارد.خداوند هم صاحب حقیقى عالم است و هم مدبّر و پروردگار آن. پس همه هستى حركت تكاملى دارد و در مسیرى كه خداوند معیّن كرده، هدایت مى‏شود...و با توجه به پیوستگی جهان افرینش، فهمیده می شود که جهان هستی یک رب دارد و یک مربی ...

و اما درباره معصومین :

فاطمه زهرا سلام الله علیها وقتی که کودکان خود را به بازی میگرفت و به تربیت روحی و پرورش جسمی عزیزان خود می پرداخت ، در قالب اشعاری زیبا می فرمود :
اشبه اباک یا حسن و اخلع عن الحق الرسن

واعبد الها ذاالمنن و لاتوال ذالاحن

« حسن جانم ، چونان پدرت علی (علیه السلام) باش و بند از پای حق برگیر ، خدایی را که بخشنده نعمت ها است بندگی کن و با خطاکاران دوستی منما.»

« حسن جان مانند پدرت علی علیه السلام باش.»

در این مصرع ، حضرت زهرا علیهاالسلام به اساسی ترین و اولویت دارترین نکته در باب تربیت و پرورش کودکان پرداخته ؛ زیرا از سویی تربیت و پرورش ، بدون داشتن الگو و سرمشق میسر نیست ، و از سوی دیگر کودکان و نونهالان به طور طبیعی به دنبال یافتن الگو و سرمشق مناسب و شایسته برای خویشند....

ممنونم از ساقی جام پیوست