محمد پنجشنبه 23 خرداد 1387 10:06 ق.ظ نظرات ()

از دست كه چه می گیری نازنین همراه؟

إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا یَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِیرًا ﴿ انسان 10﴾

surely we fear from our lord a stern, distressful day

سوال و جواب!!! تا كی؟‌ تا كجا؟

اگر آدم چیزی را می داند چرا سوال می كند؟

اگر چیزی را نمی داند پس چگونه به جوابش اعتماد می كند؟

بزرگترین سوال این است كه چرا آدمی سوال می كند؟ تنوع سوال از كجا سرچشمه می گیرد؟ چرا چیزی برای كسی سوال است و برای دیگری سوال نیست و برای آن یكی دیگر اصلا بدیهی است؟!

دوست عزیزم كمی دقت كن!!!

به جواب سوالت چگونه راضی می شوی؟ از كجا می دانی جواب ابهامت و پاسخ سوالت همین است كه پرسیدی و گفتند و شنیدی؟ عمریست كه می پرسیم و می گویند و می شنویم بی آنكه برای سوال های خود مبنایی داشته باشیم و بی آنكه برای پاسخ های خود معیاری در دستمان باشد!

این كار افق است.

چیزی مثل پارادایم ولی حقیقی تر و نه صرفا مفهومی. پاسخ ها از جنس همان افقی است كه سوال ها از آن بر می خیزند. كبوتر با كبوتر باز با باز. عقاب هم كه باشی و شاهین هم كه باشی و ققنوس هم كه باشی، از آسمان هفتم زمینت می آورند تا با كبوتران بپری!!!

اشتباه كردم. شرمنده!!! كبوتر گفتم و ول خرجی كردم. برایت دانه می پاشند و زمینت می آورند و در دام و خانه مرغانت می كنند و از تو تخم می خواهند. از تو گوشت می خواهند. از تو بال و پرت را می خواهند. خیال نكن كه مهمانی برایت سرهم كرده اند. مكاره ایست متاع هزاران روباه!!!

آسمانت را آنقدر پایین می آورند كه وقتی آسمان خراش را خانه خودت ساختی فكر كنی توی ملكوت هستی!!! آسمان خراش!!!

چه مسخره جالبی است كه استعمال می كنیم و اصلا انگار نه انگار!!! آجرهای تكه تكه را از خاك می سازیم و روی هم می گذاریم تا طبقه طبقه روی هم سوار كنیم و آسمان خراش بسازیم و آسمان را، آسمان آبی و لاجوردی را،‌آسمان ابری و بارانی را خراش بدهیم!!! چنگ به صورت لطیف آسمان بكشیم و خراشش بدهیم و خونینش كنیم!!!

بشر حریص بیچاره و فلك زده خونخوار كثیف... زمین را به گند كشیدی و از خون عزیزترین و نازترین و خوشبوترین گلها و غنچه ها رنگین ساختی و اینك قصد آسمان كرده ای؟

كلانشهر مست می سازند و آسمان خراش بت پرست.

عزیز دل برادر، خواهر،‌ پدر، مادر، تو عزیز همسفر... چه فكر كرده ای به حال خود؟ به حال كیسه كیسه سوال خود؟ به حال كلاه هایی كه سر جواب سوالهایت گذاشته اند؟ چه چیز با این جواب ها ساخته ای طفلك؟

عم یتسالون؟

از چه می پرسند؟

شاید از خبری بزرگ و لرزه بر اندام انداز

از یومی عبوس و قمطریری!!!

stern, distressful day