محمد یکشنبه 22 اردیبهشت 1387 05:05 ق.ظ نظرات ()

دوشا دوش دریا را برای دنبال رد پای دوشتان می گردم ... شب به شب .. روز به روز... كم یابتر ... نا یابتر... بانو.. همدوشی ات را كجا گم كرده ایم؟؟؟؟

خدا آفرید پا را برای رفتن و دست را برای گرفتن...

خدا آفرید چشم را برای دیدن و گوش را برای شنیدن...

خدا آفرید انسان را و او را زیبا آفرید به شكلی بدیع، زیبا، دل انگیز، دلربا، موزون، متناسب؛ هر اعضایی را وظیفه ای بخشید و هر وظیفه ای را تكلیفی و هر تكلیفی را بلایی و هر بلایی را رشدی نوشت.

خدا آفرید آدمی را و برای هر كدامینش اسوه ای قرار داد.

یاد بیت و اهل شما كه می افتم بانو، خانه تان بوی دیگری می دهد. انگار كه هر چه برتریست در خانه شما اهل عصمت جمع كرده اند. كیست كه یاد پا بیافتد و استواری پدرتان علی بزرگ و اسطوره عدل و انصاف و رشد و بزرگی نیفتد؟! كیست كه یاد حسن و زیبایی چهره ... دلش را اسیر كند و یادی از حسن_برادرتان را می گویم _ نكند؟! چه كسی است كه یاد دست باشد و یاد دستان باوفای برادرتان _ابولفضل علمدار _ نباشد؟

اما بانو دوش، چیز دیگریست و خلقتی دیگر را می طلبد!

بانو جان، راست است كه زینت بابا بودید و سرافرازی پدر را در میان جمیع خلایق خریده بودید، اما دوش باز هم چیز دیگرست و خلقتی بی نظیر را می طلبد. راستی اگر شما را خدا خلق نكرده بود، فلسفه دوشادوشی همیشه ناقص بود و ابتر! چه كسی می خواست برای دوش فلسفه ترسیم كند و بفهمد كه خدا دوش را برای چه خلق كرد و دوشادوشی یعنی چه؟

بانو، سخت است گفتنش و جسارت می طلبد، شرمنده . ببخشید. اما بانو... شرم تاریخ برایمان نشان می دهد كه وداعتان با برادر ماهتان _حسین شهید را می گویم اینبار_ آنقدر گران و سنگین و خارج از فهم بود كه ننوشتند. قلم ها ساكت شدند. شكستند. شكافتند. ماندند...

آخر بانو هر چه می گردم در این اوراق نمی گویند چرا بانو _ببخشید_ تا قبل آن وداع هی اشك می ریختید و گریه وداع و هجران امانتان نمی داد!!!

جسارت است، نوشته اند كه گاهی هم تحمل شنیدن از جدایی را نداشتید. اما، عمه جان چه شد؟ چه شد آن وداع و چه كرد این دوشادوشیتان با حسین كه ناگاه شیرزنی را تاریخ نوشت كه كاخ ابلیس را به لرزه در می آورد؟!

خانم و بانو و عمه جان، چه شد؟

چه كرد این همدوشی با حسین كه شدید همقد و هم قامت!!! كه نمی شود شناخت از همدیگر و تمیز داد كه این مرد است یا زن. باز هم جسارت است. انگار آبروی هر چه مرد نامرد بود را یكباره به جان خریدید و با هیبت و شكوه و جلال زنانگیتان، همه پوشال نامردان مردنما را برملا كردید؟

بانو دوش را شما مولایید و پیشتاز... مادری چون مادر شما را دختری چون شما سزد كه همدوشی را و عدالت خدا در خلقت زن و مرد را نشان دادید و حجت را بر همه زنان و مردان تمام كردید. یاد دادید كه زنانگی و هنر زنانگی آنگاه رو می شود كه همه مردان زمین می خورند و زمین گیر و مات می مانند!!! یاد دادید كه خدا چرا عبادت زن را زودتر و سریعتر از مرد می خواهد!!! یاد دادید بانو یاد دادید...

بانو نمی دانم چگونه بپرسم؟!!!

اما می گویند شما نیز همچون مادرتان بودید در دفاع از دژ ولایت؛

حتما آنروز شما هم دیدید كه چگونه مادرتان سینه را آماج شمشیر كین دست بد ذات ابلیس زاده لعین داد و علی را دفاع كرد و آنروز كه جز 5 نفر مرد، جز 5 نفر مرد مرد، همه نامرد بودند و نامرد... آبروی مردانگی را خرید تا خللی در عدالت آفرینش نشود!!!

تا آنروز هم كه حسین، حسین سرخ و سبز كه خونش عالم را سرخی می بخشید و پروازش طراوت سبزی را بر زمین آخرالزمان می پراكند، آنگاه كه همه برادرهایش را، یاران مردش را و 72 سرباز مرد تمامش را یكی یكی پرواز داد و اتمام "مربی گری عروج" كرد و خودش را به بلندای ركعتین سرخ رساند،

و آنگاه كه دوشش همبستر خاك شد...

و دوش مردی نبود كه امام العابدین را از میان شعله های غضب و عصبیت شكست ابلیس كه در میان خیمه ها برپا بود،‌ بیرون بیاورد كه نكند زمین از بی امامی دهان باز كند و همه را یكسره در خود فرو برد، آنگاه چگونه دوش برپای همچون حسین و علی و هر چه مردانگی بودید كه برای امروز ما، امامت را به امانت نگه داشتید تا ... تا ... تا...

تا هیچ بانو... گذریم... حرف من نیست...

ما به دوش شما نمی رسیم...

كوتاه قامت تر از آنیم كه انشاء از دوش شما بنویسیم و هوس همدوشی با شما را بكنیم...

قاموس ما به هم خورده است بانو... با نامردی تمام مشغول جنگ لفظیم... با بی خیالی تمام و مطال تمام...

بانو... بانوی بزرگ ...

بانوی زینت بانوان... خریدار آبروی مردان...

دوش ما را نیز به خاك غفلت و خفتن مپسند... به علمت... به علم غیر معلمه ات... معرفتمان بخش ... سرپایمان دار تا در تاریكی و ظلمت خیمه های آتش گرفته آخرالزمان در میان عصبیت ابلیس نمانیم و نسوزیم...

بر ما بپسند.... بپسند كه بر شما اقتدا كنیم و سعی میان انتظار و محضر امام را صفا كنیم... نماز شب شما می گویند بی نظیر است... دعایمان كن...

السلام علیك یا ام الفتوح

السلام علیك یا زینب