محمد پنجشنبه 6 تیر 1392 07:41 ب.ظ نظرات ()

 

می‌گوید: عاشق‌ها همه کورند.

می‌گویم: اگر در دنیا کسی بینا باشد، آن یک نفر عاشق است؛ وگر نه لولیدن در این خاک را که چشمی لازم نیست؛ روزمرگی کردن که مثل دنده اتوماتیک می‌ماند. خودش خودش را تنظیم می‌کند؛ تو که عاشقی و چشم داری نگاه کن ببین کجای کار این زندگی روزمره با چشم اداره می‌شود؟!

می‌گویم: اگر در دنیا یک نفر چشم داشته باشد آن هم عاشق است؛ چشمش را به روزی باز کرده است که با آن فاصله دارد؛ مجبور است از بین این همه فاصله‌ها و مانع‌ها، مراقبت کند که مبادا راهش برای رسیدن به آن روز کج شود؛ آخر عشق که این‌جایی نیست؛ نه این‌که توی دنیا نمی‌شود عاشق شد؛ نه! عشق، گلی نیست که در دنیا گل بدهد.

می‌گویم: عاشق که می‌‌شوی، تازه لباس باغبانی به تن می‌کنی؛ اجازه می‌دهی عشق در وجودت ریشه کند؛ ولی باید بایستی مثل آن سروهای رشید؛ پای عشقت؛ پای آرمانت؛ پای علقه‌ به آن روز گل کردن محبتی که قلبت را از جا می‌کند، تا عطر مستانه‌اش از این همه فاصله کمی مرهم به دلت بگذارد.

می‌گویم: تولد چشمانت مبارک.