محمد شنبه 21 اردیبهشت 1392 01:57 ق.ظ نظرات ()

فطرت بر حسب قدرت رجحان تشخیص می دهد که آنچه در بیرون اتفاق می افتد با نسبتی منعکس از موجودیتی است که درون انسان نیز وجود دارد. میل به عصیان و تسلیم، دو انگیزه قوی و فطری هستند که بسیاری از اعمال دیگر نیز از آنها سر بر می دارند. توانایی و قدرت انتخاب انسان آنجا به بیراهه می رود که توان برگزیدن یکی از این دو را به طور مطلق به خود می دهد. بی توجه به این نکته که وجود هر دو این میل ها به عنوان ابزاری است که باید چیز ثالثی از آن ساخته شود. و الا خداوند چرا هم توان دوست داشتن به ما داده است و هم توان متنفر شدن. و اگر انسانی خود را غرق در دوست داشتن صرف کند و هیچ سراغ متنفر شدن نرود آیا عقلا صحیح به نظز می آید؟ و بالعکس.

پی نوشت دو:

انتخابات نزدیک می شود و بار دیگر کسانی که انگشتشان بنفش می شود به امتحان سپرده خواهند شد. انتخاب بین هر کس، غیر از رو شدن ذائقه ها در میل به غذایی که با آن پرورش یافته اند چیز دیگری نیست. همچنان که مطلقا فرد ایرانی نمی تواند از آبگوشت گربه چینی و سوسک پلوی ژاپنی استفاده کند، کسانی که سرپرست طغیان جمعی در آخرالزمان_ولایت طاغوت_ میل به غذای ویژه ای را درون ذائقه وجودیشان پرورش داده، به کاندیدایی رای خواهند داد که تغییر سمت ذائقه عمومی به سمت مقابل آن، مانع تراشی کرده است.

انتخاب امسال در حقیقت محکی است برای اینکه میزان موفقیت ذائقه سازان پشت دولت نهم و دهم در سمت گیری ضد طغیان و طاغوت با همه سختی ها و مانع هایش چقدر بوده است؟ آیا سختی ها و رنج ها و ابتلائات متعددی که عموما جنس آن اقتصادی بوده است، طاقت مردم را بریده است و یا نه، توانسته است میل به داشتن حکومتی نه غربی نه شرقی را درون مردم شعله ورتر کند؟