محمد جمعه 4 اردیبهشت 1388 03:22 ب.ظ نظرات ()

هر چه باشد قرآن نور است و بی نور نمی توان شب تاریک غیبت را به سر گذاشت

هر متنی و هر ادبیاتی در زمان خودش، اگر خوب فهمیده می شود به خاطر این است که ذائقه درک آن مطلب نیز به همراه تولید ادبیاتش در اختیار مخاطب قرار داده شده است.

در زمان رسول اکرم وقتی چوپانی چون ابوذر می آمد و با شنیدن یک آیه از پیامبر به ایشان ایمان می آورد شاید به خاطر این بود که ذائقه ای که روش زندگی، رفتار و منش پیامبر زمینه ای برای فهم بالاتر و درک سریعتر و رسیدن به لایه های عمیق تر معنایی آیات قرآنی را فراهم می کرد.  

اگر امروزه درک پیام های قرآنی برای ما سخت است و آن را برای اهل تخصص و جمعی قلیل محدود می دانیم به خاطر این است که ذائقه قرآنی از زندگی ما رخت بربسته است. خیلی ساده باید قبول کرد که برای درک معانی قرآن باید همچون قرآن خوابید و بلند شد، لباس پوشید و غذا خورد، جنگید و صلح کرد، مریض شد و شفا یافت تا در رویارو شدن با آیات قران نیز بتوان در بطون قرآن سیر کرد.

دور شدن از قرآن آنچنان برای مان عادی شده است که با شنیدن ترجمه یک آیه احساس می کنیم در برابر یک دانشمند هستیم. ما از قرآن و جامع قرآنی و فرهنگ قرآنی و تمدن قرآنی و در نهایت انسان قرآنی دور شدشه ایم.

در دیوارهای این شهر نوشته بودند: «در زمان غیبت وقتی بلاها به شما روی آوردند به قرآن پناه آورید» یادم افتاد که چگونه باید به قرآن پناه بیاورم در حالی که ماه ها طول می کشد تا با یک آیه از قرآن احساس آشنایی بکنم.

البته معنای دیگری هم می توان از این موضوع دریافت کرد. قرآن صامت وقتی از زبان قرآن ناطق آموخته نشود، نتیجه اش همین می شود که می بینیم. ای کاش کلاس هایی بود که می رفتیم و می نشستیم و از زبان قرآن ناطق _ امام عصر _ فرهنگ قرآنی را یاد می گرفتیم.

نمی دانم. شاید از این درد معناهای دیگری هم بتوان استخراج کرد. ولی هر چه که باشد از این حلقه خارج نیست که رسیدن به قرآن اهلیت می خواهد و اهلیت قرآن در کلاس های قرآن به دست نمی آید. هرچند می تواند زمینه ساز نزدیکی به قرآن باشد ولی اگر قرار بود به این ترتیب به قرآن تقرب جست باید همه کسانی که در زمان ائمه و خود پیامبر زندگی می کردند متقرب به قرآن می شدند.

کجای کار از دست ما در رفته است؟

کجای ارتباط با قرآن را متوجه نشده ایم