محمد پنجشنبه 13 فروردین 1388 06:48 ب.ظ نظرات ()

دنبال چه می گردی كه قطار راه افتاده است!!!!

صغری: شتاب، زائیده شیطان است.

كبری: شتاب، خصوصیت دنیای مدرن است.

نتیجه: دنیای مدرن، دنیایی شیطانی است.

شرح حكم:

دنیای امروز، دنیای سرعت است. دنیای شتاب. دنیای هیجان و التهاب. دنیای بدو و نایست. دنیایی شده است كه هر چه ساخته می شود باید طعمی از شتاب و هیجان را داشته باشد.

دنیای ماشین آلود امروز،‌دنیایی است كه اگر سرعتش را بگیری می خوابد. می میرد. شتاب، در این دنیا آنقدر بالاست كه اگر برق كشوری به اندازه یك ساعت قطع شود،‌كشورهای پشت سر او به اندازه چندین سال از او سبقت می گیرند!!!

اگر از شهروندان این دنیا هستیم،‌و اگر با قواعد آن زندگی می كنیم، می خواهیم با این سرعت به كجا برویم؟ از كجا فرار می كنیم؟ به كجا می خواهیم برسیم؟ از كدام مسیر می خواهیم با چنین شتابی فرار كنیم؟ چرا با شتاب می خواهیم برویم؟ كدامین رفتارها و خصوصیت های اخلاقی و درونی ما، زائیده شتاب گرایی در دنیای امروز ماست؟ كجای وجود آسمانی ما از تیغ تیز و خنجر خونریز شتاب، زخم خورده است؟

اولین جرعه:

شتاب یعنی عجله. سرعت یعنی عجله. اضطراب یعنی عجله. عجله از ریشه "عاجله" است. عاجله یعنی دنیا. اظطراب فرزند عجله است. و دنیای امروز از آن رو در اضطراب است كه شتاب گرفته است. به كدامین سو اما؟ پیش گویی ها نشان از آن دارد كه پایان این شتاب،‌دره سهمگینی منتظر نشسته است. پرتگاه خطرناكی...

دنیای امروز از آنجا كه ذاتش، شتاب و عجله است، به بلوغ خود رسیده و خودش را به تمام و كمال معنی، به نمایش می گذارد. همه توان و هنر دنیوی خویش را رو میكند. همه لباس های خوش رنگ و خوش نقشش را می پوشد. همه طنازی های فریبنده خویش را به كار می بندد. اهل خویش را می یابد، استخدام خویش می كند و مربی پرورش می دهد، و سرباز می گیرد.

اهل دنیا، به رنگ دنیا هستند. به آدابش بلند می شوند و می نشینند و نشو و نمو می كنند. اهل دنیا اهل شتابند. اهل فرار. اهل هیجان و اهل تحور، اهل التهاب و اهل سوت و بوق و كف و سورنا و هورنا...   

دومین جرعه:

فرار، فكری دنیایی است. مشرك و دنیا زده است كه فرار می كند. شتاب امری بی هدف نیست. شتاب لازمه فرار است. و آدمی هر چه اهل فرارتر باشد شتاب زده تر است.

حال اینكه، دنیا برای «دنیا نزده»، كاروان سرای عبور است و نیازی به فرار از آن ندارد. در آن زندگی می كند چون بر آن پا گذاشته است. عالم برای او حضور است. چون همیشه در محضر است نیازی به فرار ندارد. نیازی به شتاب هم ندارد. آرام است و در حال تمكین. متواضع و صبور. رام و اهلی. سربه زیر و سر بلند. قانع و مطمئن...