محمد دوشنبه 12 اسفند 1387 07:20 ب.ظ نظرات ()

بر سر هر دانه ای بنوشته اند كه مال فلان ابن فلان ابن فلان است.. ای كوزه گر خوش دست دست مریزاد

در یك سفر كاری، چند روزی مسافر شده ام. و خدا می داند كه سفر را چقدر دوست دارم. سفر با همه سختی هایش را شب هایی كه نور چراغ هایی نا آشنا چشمك می زنند. سفر دوست داشتنی است؛ اینكه مجبورت می كند از دلبستگی هایت كنده شوی. دردناك است ولی سازنده. سوزنده است ولی پزنده.

به رزق و روزی فكر می كنم. به چیزی كه امروز آن را اقتصاد می نامند. به تفاوت هایی كه اندازه رزق و روزی آن را ایجاد كرده است. توانایی های اقتصادی افراد چه طبقاتی را ساخته اند. و این تفاوت طبقاتی چه مسابقه كثیفی را راه انداخته اند.

به تفاوت رزق و روزی فكر می كنم و كلام خدا كه می فرماید:

و هو الذی خلقکم خلائف الارض و رفع بعضهم فوق بعضا درجات لیبلوکم فی ما آتاکم؛

(خدا) کسی است که شما را خلفاء (و نمایندگان خود) در زمین قرار داد و بعضی را بر بعضی دیگر درجاتی برتری داد تا شما را به آنچه در اختیارتان قرار داده بیازماید. 165 سوره انعام

فكر می كنم به رزق و روزی ای كه هزار كیلومتر از من دور است و من را به خود می خواند تا بروم و آن را بردارم و به خانه ام بیاورم. فكر می كنم یه شتاب های خودم. به عجله های انگار تمام نشدنی كه در محدود شدن روزی به خدا شك می كنی و به رزاقیتش. حال آنكه بارها و بارها چنین اتفاقاتی را در زندگی دیده ایم و می بینیم.

می رسم به نقطه ای كه كه شاید تلخ است. نقطه تلخی كه خیلی ها زیر سوال می روند. می خواهم به گوش خودم داد بزنم: «آی پسرك، فرق می كند روزی و رزق گرفتن از پف كردن هواها و هوس ها و علاقه های پفكی و نمكی مردم با رزق و روزی گرفتن از پیش خدا، از آسمان»

نمی دانم چرا در زمین دنبال روزی می گردیم با اینكه همیشه می خوانیم: « و فی السماء رزقكم و ما توعدون»!!!

چگونه از این زمین كنده شویم خدا؟! فقط تو میدانی!و ما را مدام در تجربه ها و دردهامان مسافر می كنی تا كنده شویم. مقصد هایمان را كوتاه فرمان ربّا. آمین