محمد پنجشنبه 10 بهمن 1387 11:52 ق.ظ نظرات ()

گدای اشک اقیانوسی

خودت را گم كن.

پنهانی هایت را آشكار نما و آشكاری هایت را زمین بنه و برهنه پا، پا در ركاب سفر بگذار. اینجا طور است. وادی خداوندی. وادی ثاراللهی ...

سفره ات را جمع كن و چشمهایت را از هر چه دیدنی است ببند و گوشت را از فریادها تا نجواها كوتاه بگیر. منطق چوبین و شكسته خود را گوشه ای بگذار و ببین آیا سراغی از قطره ای اشك می توانی بگیری یا نه؟! دنبال قطره ای اشك باش كه بزرگترین كشتی اقیانوس پیما ؛سریعترین و وسیعترین كشتی نجات بتواند در آن حركت كند.

سراغ دلیل نباش. پای استدلال را بشكن. همراه شو با سیاهپوشان گل به سر مالیده، با محزونان همچون فرزند از دست داده، با یا زهرا گویان دل شكسته، با بچه های قد و نیم قد و پیران سفید ریش گریه كنان... همراه شو... خودت را میانشان گم كن... بگذار دسته ها تو راببرند... بگذار ناله ها آتشت بزنند... گدایی كن... قطره ای اشك گدایی كن.