محمد یکشنبه 17 آذر 1387 08:58 ب.ظ نظرات ()

آی خدای یتیمان بی سرپرست!!!

با توام؛ ‌تنها با تو؛ مهربان بی منت و بی "چشم داشت"

با تو ام؛ كه تنهایم نمی گذاری؛‌حتی گاهی كه به تو پشت می كنم؛ حتی به گاهی كه به مسیر غیر تو می روم؛ حتی گاهی كه كاری غیر خواست تو انجام میدهم؛ همیشه كودكی ام را قبول كرده ای؛ همیشه خطایم را پوشانده ای و گذشته ای و بهتر از عملم را نتیجه داده ای...

با توام؛ الله من؛ رب من؛ پرورش دهنده من؛ پذیرنده هر چه كه باشم و هرچه كه هستم؛ مهربان من هرچه كه كنم و هر چه كه كرده باشم؛ انیس من حتی وقتی كه فراموشت كرده باشم؛ همراه من حتی وقتی كه به خیال خودم جا گذاشته باشمت؛ با تو ام... با تو... می پذیری دوباره مرا؟!!!

آنگونه نیازمندم كه مثل طفل یك روز شیر ننوشیده به سینه مادر؛ ‌آنگونه می خواهمت مثل دونده خسته بی رمق نفس بریده "تشنه به آب"؛‌آنگونه می خواهمت مثل اسیر 40 سال از وطن دور تشنه به آغوش مهربانی آشنا؛ مثل غریق دریا افتاده كشتی دیده بی نا و نوا؛‌ آنگونه كمت دارم كه تو دانی و من دانم؛ توان صدا زدن هم ندارم؛ به سویم می آیی؟! پناهم می دهی؟! در میان موهایی كه از هر تك تكش شرم و غفلت و گناه می بارد انگشتان نوازشگر مهربانت را به نرمی می نوازی؟!

نه! مرا دیگر طاقت این فاصله ها نیست!!!

تاب و توان و تب افتاده از دست فتاده را جز تو كه می پذیرد؟ جز تو كه جا می دهد؟

بابی انت و امی و نفسی و مالی و اسرتی...

مادر را كجا توان همپایی با مهر و مهربانی تو باشد كه شیرم داده و پرورشم داد تا به وقت پیری دستش گیرم!

پدر را كجا توان "هم مثلی" با بخشش تو باشد كه به وقت نداری و كودكی ام سر سفره اش نشاند تا به وقت از پا فتادگی تنهایش نگذارم!

كدام مهربان را با مهربانی تو هم جنس ببینم كه هر كه مهربانی كرد فقط برای آن بود كه مهربانی مضاعفی از من بستاند_چه بتوانم چه نتوانم؛‌چه بدانم چه ندانم؛ چه بخواهم چه نخواهم_

كجاست شنونده ای دردمند، آنگونه كه آرام و بی صدا و همدردانه گوش به نجواهای بی وزن و قافیه و بد ادبیاتم تو می دهی؟!

خدایا تو آن مهربان بی نظیری كه نه آفریدی كه نیاز داشته باشی ام؛‌نه همه وسایل تولد و رشدم را فراهم نمودی تا یاری ات كنم!!!! چه بناممت بی همتای بی بدیل؟؟؟؟ چگونه بخوانمت سبحان من؟؟؟؟

جرعه ای از "كرشمه های نیم نگاهت" را به این "در راه مانده بی كس بی چیز به له له افتاده" عطا می كنی؟

آیا هنوز این نفس افتادگی مقبول "درگاه خسته فقیر و ذلیل و خسته پسندت" نیست؟

الهی العفو ...

الهی العطش...

الهی دریاب...