محمد دوشنبه 11 آذر 1387 12:26 ق.ظ نظرات ()

دانه و دام فراوان اما... مرغ دلسیر ز هر دام رها می ماند!!!

در یک مبارزه سه حالت وجود دارد. آفند، پدآفند، عقب نشینی

در وضعیت آفندی، مبارز حمله می کند و خطوط و صفوف دشمن را یکی یکی در می نوردد. خط شکنی میکند. به دشمن ضربه مهلک می آورد.

در وضعیت پدآفندی، مبارز تا حدودی کم می آورد و برای تجدید قوا با حفظ کاملا مشخص خطوط طرفین جبهه جنگ، به سنگرسازی می پردازد. سنگرها را محکم می کند به ترمیم و تقویت نیروهای رزمی اش می رسد. و در فرصت مناسب حالت خود را دوباره به آفند تغییر می دهد.

در وضعیت سوم یعنی عقب نشینی، مبارز می گوید "غلط کردم، اشتباه کردم، کم آوردم، اصلا نوکر دشمن هم هستیم". حالت بسیار سختی است. شاید خیلی ها حاضر به مرگ باشند ولی عقب نشینی را نپذیرند.

زندگی یک مبارزه مدام است. جبهه تاریخی حق و باطل در حال مبارزه هستند. از ابتدای خلقت تا کنون این جبهه خاموش نبوده است و تا یوم القیامت هم ادامه خواهد داشت. ما در حالی متولد می شویم که در یکی از طرفین جبهه هستیم. آنگاه که به سن تکلیف میرسیم باید خودمان حضورمان را مشخص کنیم. حقی یا باطلی؟ آفندی یا پدآفندی؟ و شاید عقب نشینی؟!

زندگی همیشه جنگ است. بخواهی یا نخواهی. دار امتحان و ابتلا و محک. شیطان و امام. ائمه کفر و ائمه نور سرباز می گیرند. نماینده می فرستند. مدام در یک گوشمان از شیطان و از گوش دیگرمان هدایت های امام نداهایی به گوش نفسمان می رسد. یکی ما را به رشد و دیگری به غی و سقوط می خواند. ما مدام در حال بمباران این نداها هستیم. آگاهی مدام می خواهد زندگی. موقعیت شناسی و حوزه شناسی و جبهه شناسی می خواهد.

یک نکته مهم: سربازی که نداند کدام جبهه است و در چه حالتی از جهاد است یک سربازی است که قطعا کشته خواهد شد. کشته شدنش به خاطر عدم آگاهی و عدم مشخص کردن جبه و حالت مبارزه است. این سربازها در جنگ به "سربازهای گیج" و در اصطلاح دینی به طعمه های شیطان مشخص شده اند.

در ادبیات دینی برای رهایی از این وضعیت دو وضعیت عمده مشخص شده است. مجتهد و مقلد. مجتهد کسی است که "توانایی فهم سمت و سوی جبهه" را دارد و مقلد کسی است که به خاطر عدم توانایی در تشخیص و برای زنده ماندن به شعور قابل تشخیص یک مجتهد اعتماد کرده و خود را به یک وضعیت از جببه می رساند.

آخرالزمان: وضعیتی است برای بالابردن آمار سربازهای گیج. غفلت زده کردن جبهه برای کم کردن سربازهای جبهه حق و طعمه قرار دادن، کشتن و یا به اسارت گرفتن آنها از سوی جبهه باطل.

حیات طیبه: حضور در جبهه اجتماعی ولایت فقیه است که با تبعیت از آن، جبهه کلان حق تقویت شده و از حالت عقب نشینی یا پدآفندی، آن را به حالت آفندی میرساند تا وعده تاریخی غلبه و امامت "ضعیف داشته شدگان"  بر زمین و خلیفه شدنشان محقق شود. حیات طیبه عینی امروزی، کمک به ولایت فقیه برای تشکیل جبهه "یا لثارات الحسین" است. کمکی عینی و عملی و در ابتدایی ترین حالتش تجلی دادن ارشادها و راهنمایی های ایشان در زندگی شخصی است.