محمد سه شنبه 5 آذر 1387 12:13 ب.ظ نظرات ()

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم العین

بسم الله الرحمن الرحیم . الحی القیوم، السمیع و العلیم

نمی دانم چه بگویم! چه بنویسم! نم یگویم محبت دارید و لطف! اگر در این صفحات سبز چیزی بود كه جذابیت داشت و عطری بود كه خواننده اش را لذت میداد چیزی نبود جز بركاتی از معارف امامان شیعه كه از اصول كافی معمولا بر گرفته میشد و با زبانی صمیمی نوشته میشد.

نویسنده این وبلاگ را عهد بر این بود كه خودش را وقف كند به رساندن شیرینی كلام آل محمد به تشنگان و شیفتگان این معارف . جستجویی بود برای یافتن ادبیاتی نو ساختاری صمیمی تر كه ریشه در كلام امامان نور داشته باشد. چقدر موفق بودم یا نا موفق بماند به روز قیامت. چقدر خلوص داشتم باز هم بماند به روز داوری. امید آنكه مورد رضایت ایشان قرار گرفته باشد.

اما زندگی، آنچه كه تمدن وحشی و كثیف امروز آن را تبدیل به ماهیتی بازی گونه كرده است،‌در اصل موضوعیتی حقیقی و عینی و زنده دارد. برای خودش زبان دارد كه اول باید زبانش را یافت. نشانه هایش را گرفت. و تسلیم و تابع محض شد. اینگونه دست مهربان زندگی دست مان را خواهد گرفت و یك روز به باغ و بوستان و یك روز به تونل های وحشتناك و صخره های مهیب و مناظر وحشتناك خواهد برد.

غمی نیست و زیبایی زندگی و زنده بودنش و طیبه بودنش به همین است. چون این عبورها بی هدف نیستند. دست زندگی ما را با مبتلا كردن به بلاها و نعمات مختلف دارد ما را می سازد.

تقسیم كردن به بلا و نعمت هم قطعا كار صحیحی نیست. بلا به خودی خودش چنان نعمت بالایی است كه جز به اهلش داده نمی شود. ناخودآگاه می آید. از راه می رسد بی هیچ در زدنی. وارد زندگی می شود. می شكند بتهایی را كه تو را از حقیقت دور نگه می داشت. شاید این بت آنقدر ظریفانه از جانب شیطان تزئین شده بود كه بدون این بلا نمی توانستی آن را بشكنی. بنابراین توصیه ائمه نور همیشه بر این بوده است كه در بلاها صابر و شاكر باشید.

گمانم بر این بود كه روز به روز موضوع حیات طیبه برایم بت شده بود. خلوص آرام آرام رخت بر بسته بود. و خدای را بر آگاهی بر این نكته شاكرم. اكنون ماموریتی جدید دارم.

ولی یقین دارم به مذاق خیلی ها خوش نخواهد آمد. به ادامه یافتن این صفحه هم چندان امیدی ندارم. ولی به قول حضرت روح الله اگر قیام برای الله باشد به ثمر خواهد نشست. شانیتی بالاتر از سرباز بی مواجیب بی كارت و مقام و پست ایشان را هم بر خودم قائل نیستم آن هم اگر امروز بپذیرند.

سخنی نو:

آنقدر حرف های قشنگ زده ایم كه تخدیر شده ایم برادران و خواهران. كسی اهل قیام نیست. كسی جرات اعتراض ندارد. كسی جسارت همراهی با محبوبترین فرد نزد امام عصر _آقای خامنه ای_ را ندارد. فردی حتی محبوب تر از جناب خضر نبی!!!

مرز درعقل و جنون باریك است ،

كفر و ایمان چه به هم نزدیك است
خون چرا در رگ من زنجیر است،

زخم من تشنه تر از شمشیر است
مستم از جام تهی حیرانی ،

باده نوشیده شده پنهانی

اگر اهل راهیم باید توان اعتراض داشته باشیم. اگر توانستم ادامه دهم به بركت دعای خیر ایشان خواهد بود. و اگر به هر دلیلی متوقف ماند!!! توقیف شد!!! خوب... نیت بنده كه خالص است.

از این پس اگر قلمی زده شود تنها در راستای رضایت و همراهی ولی فقیه زمان به شكل عینی خواهد بود. و بزرگترین خواسته ایشان مبنی بر تحول حوزه و دانشگاه...

اگر تا به حال حیات طیبه گل و بلبلی بود،‌ شاید از این پس خشن باشد. رنگ جهاد داشته باشد. كسی هم از این تیغ ساده رد نخواهد شد. نمی دانم چقدر توان داشته باشم. امیدم به دعای خیر حضرت صاحب عصر و همراهان ایشان و شما دوستان عزیز است.

من اگر بنشینم

تو اگر بنشینی چه كسی بر خیزد؟

فقط كمی اجازه بدهید با مبنای دقیق بیایم كه توان پاسخگویی دقیق هم به سوالات را داشته باشم.