محمد شنبه 2 آذر 1387 02:20 ق.ظ نظرات ()

در آغوش سبز تو دوباره زنده می شوم

 

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا مِّنَ الْمُجْرِمِینَ وَكَفَى بِرَبِّكَ هَادِیًا وَنَصِیرًا ﴿31﴾

 

زندگی چیست؟

آیا مثل ماهی مه درآب افتاده است و دنبال معنی آب میگردد را میماند؟

یا اینكه سوال طوطی دور افتاده از هندوستان را می ماند؟

نمی دانم؛ ولی آنچه می دانم این است كه لقمه ای گنده تر از دهنم را برداشتم. مرا با حیات طیبه چه كار! حیات طیبه هبه است و دست یافتنی نیست. باید بدهند. اگر دست درازی كنی كتك مفصلی می خوری كه باید بخوری تا بدانی

شاید مقام و سفره من و همچو من هایی یافتن مشخصات حیات خبیثه است. حداقل حیات خبیثه را بشناسیم تا دست و آستین مان را از آن پاك كنیم.

با مطلبی از همه دوستان خداحافظی می كنم.

....

 

فقر و بیچارگی و كوتاه دستی ما تا آنجاست كه حتی شمار نفسهایمان نیز به دست ما نیست. آنگاه كه با وجودی گندآلود قدم میزنی در راهی قهوه ای به سوی آسمانی پر ستاره با كلبه ای سبز رنگ، كه سر بر سجده احتجاج بگذاری،‌...

می یابی آیاتی چهارگانه را كه دو به دو بر تو تلاوت می شوند...

سبز و معطر میشوی و عطر آگین ماموری تا راهی را از صفر شروع كنی...

سلام بر پیامبر سبز و معطر...

سلام بر دستگیر آب حیات نوشیده...

سلام بر صاف و پاك و همیشه جاری مهربان...

دستم بگیر و تا پرده در حیات خبیثه باشم